دوشنبه، ۳ آذر ۱۳۹۳ | 
Monday, 24 November 2014 | 
روزنامه‌ها دفتريادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
 جستجو  بایگانی روزنامه‌ها 
شنبه، ۲۴ آبان ۱۳۹۳ | ۱۱:۳۴ ب ظ
Saturday, 15 November 2014 | 03:04 PM
  • دفاعیات هایدگر دربارۀ حوادث ریاست یکساله‌‌اش

مطلبی که من از قول کسی دربارۀ سخن هایدگر آوردم، معنایش این نیست که آن سخن یقینا درست است! چون آن شخص ‏مدعی بوده است که هایدگر این گونه می‌اندیشیده است و در خلوت ابایی از بر زبان آوردن این سخن نداشته است. این سخن ‏را می‌‌توان طور یا طورهایی دیگر هم تأویل و تفسیر کرد، از جمله نگاه تحقیرآمیزی که هایدگر به همکاران خودش داشته ‏است‎! ‎

به هر تقدیر دربارۀ برخی مسائل تاریخی شاید هیچ گاه حقیقت روشن نشود، اما خواندن سخنان هردو طرف همواره آموزنده ‏است.

مطلب زیر دفاعیات هایدگر است از خودش و اینکه چگونه از نازیها برید و آنها چگونه با او رفتار کردند، در سالهای بعد‎:‎

The following facts may speak for the ways in which my philosophical work was judged and attempts were made to eliminate it:‎

‎1. At the International Congress of Philosophy in Prague in 1935, I neither belonged to the German delegation nor was I even invited to participate.‎

‎2. I was to have been excluded from the Descartes Congress in Paris in ‎1937 in the same way. This action against me seemed so strange to those in Paris that Prof. Brèhier from the Sorbonne asked me, on behalf of the executive committee, why I did not belong to the German delegation; the Congress wanted to invite me on its own to give a lecture. I replied that they should inquire at the Reich Ministry of
Education in Berlin about this case. After a while I received an invitation from Berlin to join the delegation.

The whole matter was handled in such a way that it became impossible for me to go to Paris
with the German delegation.‎ During the war a publication of accounts of the humanities in Germany
was being prepared. Nic. Hartmann 28 was in charge of the section “Systematic Philosophy.” A three-day conference was held in Berlin to plan this undertaking. All professors of philosophy were invited except for Jaspers and myself. We were of no use because an attack on “existential philosophy” was being planned in connection with this publication, which was indeed later carried out.29 In this case, too, as earlier during the rectorate, my opponents showed a strange ‎willingness to ally themselves, despite the oppositions that divided them, against everything by ‎which they felt spiritually threatened and put into question.‎

But these events, too, are only a fleeting appearance on the waves of a movement of our history, whose

dimensions the Germans still do not suspect, even after the catastrophe has descended upon them. ‎

 

برای متن کامل دفاعیات هایدگر از خودش، کلیک کنید بر روی پیوند:

 

۰
شنبه، ۲۴ آبان ۱۳۹۳ | ۱۱:۳۲ ب ظ
Saturday, 15 November 2014 | 03:02 PM
  • اخراج استادان دانشگاه!

از جمله سخنانی که همکاران هایدگر پس از خاتمۀ جنگ علیه او در دوران یکسالۀ ریاستش بر ‏دانشگاه، در سال ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۴، عنوان کردند یکی این بود که او گفته بود: «هشتاد درصد ‏استادان دانشگاه را باید انداخت بیرون!» بی‌شک، بر هم زدن ساختارهای اجتماعی و نهادهای ‏برجامانده از گذشته، داعیۀ همۀ نظام‌های به ظاهر انقلابی، اما در باطن فاشیستی، است، حالا ‏نامش فرق نمی کند نظامی سوسیالیستی در آلمان یا ایتالیا یا روسیه شوروی و چین باشد، یا ‏نظام‌های انقلابی دیگری با عنوان‌های محلی‌تر. ‏

اما پرسشی که بعد باید کرد این است، اگر رژیم نازی شکست خورد یا نظام انقلاب فرهنگی چین ‏سقوط کرد یا روسیۀ شوروی سقوط کرد، آن‌گاه چند درصد استادان را باید انداخت بیرون؟ ‏واقعیت این است که نه نازی‌ها توانستند همۀ استادان را بیرون کنند و مزدوران خودشان را بر ‏سر کار آورند، و نه بسیاری کشورهای دیگر. هرچند ممکن است همواره مزدوران دست بالا را ‏داشته باشند، اما همیشه هستند جان‌های بیدار و آزاده‌ای که به روی «قدرت» تف می‌کنند و زور ‏و پولش را به هیچ می‌گیرند. ‏

مصطفی ملکیان ۲۳ سال در دانشگاه‌های این کشور با عنوان مربی خدمت کرد و پیمانی بود و ‏حق‌التدریس و نه رسمی شد و نه «استاد تمام»، دست آخر نیز بعد از بیست و سه سال بدون ‏دریافت حقوقی برای بازنشستگی اخراج شد! اما اگر کسی لایق نام «استاد تمامی» باشد، در ‏میان خیلی از بی‌شرمان حقیر و یاوه‌گو، که «استاد تمام» این دانشگاه‌های مفلوک هستند، بی‌شک ‏اوست! آری، این سزای کسی است که می‌اندیشد! اما «خدا» برای برخی کافی است (حسبنا‌الله و ‏نعم‌الوکیل).‏

توضیح: آقای ملکیان از سال ۶۵ تا ۸۸ تدریس کرده‌‌اند و پس از آن از تدریس در هرجایی ‏محروم بوده‌‌اند. این خبر ناظر به گذشته است و تازه نیست‎.‎
 

۰
پنجشنبه، ۲۲ آبان ۱۳۹۳ | ۷:۱۵ ب ظ
Thursday, 13 November 2014 | 10:45 AM
  • واسازی سوئدی!‏

شاید مورخان آینده یک دهۀ اخیر را عصر رشد بانکداری و «مال»سازی در ایران بنامند. ‏شگفت‌آور است! آدم نمی‌داند این همه بانک در این کشور چه می‌کنند! چه می‌فروشند و از کجا ‏درآمد دارند؟ در هر چند قدمی شما بانکی هست و چند قدم آن‌ طرفتر «مال» یا مجموعه‌ای ‏چندطبقه از فروشگاه‌ها که نام یکی از «برند»های مشهور یا نه چندان مشهور بین‌المللی را بر ‏خود دارند، گاهی حتی بی‌آنکه نمایندگی مستقیم داشته باشند و در نتیجه قیمت‌هایشان حتی دوبرابر ‏همتای اروپایی‌شان به قیمت ارز آزاد است!‏

امروز که داشتم پی سی را پاکسازی و منظم و مرتب می‌کردم چشمم به این عکسی افتاد که چند ‏سال پیش در تراموایی در گاتنبرگ سوئد برداشته بودم. آگهی تبلیغاتی فروشگاهی زنجیره‌ای را ‏رندی با تغییر یک کلمه تأویل و تفسیری هوشمندانه کرده بود: «ما شما هستیم؟» نه، «ما صاحب ‏شما هستیم». این درست است! ما اکنون کار می‌کنیم و بانک‌ و بازار هرسال یک سوم پول ما را ‏کش می‌روند، بی‌آنکه حتی چیزی به ما بفروشند. باز صد رحمت به همان غرب، که دست کم ‏درآمد شما سال تا سال و قیمت کالاهایش سال تا سال فرقی نمی‌کند! ارزانتر نیز می‌شود. ‏

‏۲۷ سپتامبر ۲۰۱۰، ساعت ۶:۳۸ بعد از ظهر، در تراموایی در شهر گاتنبرگ/گوته‌بورگ، ‏سوئد.‏




۰
search fallosafah.org search the web
Google MSN AlltheWeb
Yahoo AltaVista Parseek
روزنامه‌ها دفتر يادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / دوشنبه، ۳ آذر ۱۳۹۳
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org
Powered By DPost 0.9