روشنفکران و سياست — فلُّ سَفَه
www.Fallosafah.org
شماره: ۱۶
عنوان: روشنفکران و سياست
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی
درج: دوشنبه، ۳۰ خرداد ۱۳۸۴ | ۸:۰۶ ب ظ
آخرين ويرايش: دوشنبه، ۳۰ خرداد ۱۳۸۴ | ۸:۱۰ ب ظ


وظيفه‌ی روشنفکر اين نيست که به ديگران بگويد چه بايد بکنند. او به چه حقی می‌خواهد اين کار را بکند؟ ... کار روشنفکر شکل دادن اراده‌ی سياسی ديگران نيست. کار او اين است که از طريق تحليلهايی که در رشته‌ی خودش انجام می‌دهد آنچه را بديهی فرض می‌شود بارها و بارها به پرسش بخواند، عادات فکری مردم و نحوه‌ی کار کردن و فکر کردن آنان را برهم بزند، آنچه را مأنوس و مقبول است پراکنده کند، قواعد و نهادها را بازسنجی کند ...

ميشل فوکو

  • روشنفکران و سياست

چندی پيش نوشته‌ی مهدی خلجی را درباره‌ی «زوال نگرش فقهی به انتخابات در ايران» می‌خواندم که اين سخنان ميشل فوکو به يادم آمد. و بعد که در طی هفته‌های قبل و اين يکی دو روز اعلاميه‌هايی از روشنفکران را در خصوص رأی دادن به اين يا آن نامزد انتخاباتی ديدم، بيشتر به اين سخنان فوکو انديشيدم. اين سخنان را فوکو در سال ۱۹۸۴، سال مرگش، در مصاحبه‌ای گفته بود. مسأله‌ی رابطه‌ی «روحانيون و سياست» و رابط‌ه‌ی «روشنفکران و سياست» يکی از مسائلی است که کمتر به‌طور مقايسه‌ای بدان توجه شده است، يا هرگز بدان توجهی نشده است. آيا «روحانيون» و «روشنفکران» برای خود در قبال «عوام» يا «مردم» حقوق يکسانی قائل نيستند؟ و آيا همان چيزی که برای روحانيون استفاده از آن «بد» است می‌تواند برای روشنفکران «خوب» باشد؟ آيا «ولايت»ی که روحانيون نسبت به پيروان خود احساس می‌کنند همان «ولايت»ی نيست که روشنفکران نيز نسبت به هواداران خود احساس می‌کنند؟ آيا وقتی روحانيی از مقام دين و به پشتوانه‌ی دين به مردمان اعلام می‌کند به کدام نامزد انتخاباتی رأی دهند از مقام خود يا دين استفاده‌ی درست می‌کند يا‌ نادرست، و آيا از سرمايه‌ی شخصی خود سود می‌برد، حيثيتی که از کار خود اندوخته است، يا دين را وسيله قرار می‌دهد؛ و هنگامی که روشنفکری، فيلسوفی يا دانشمندی يا نويسنده‌ای يا شاعری يا فيلمسازی يا مترجمی، از اين يا آن نامزد انتخاباتی طرفداری می‌کند و از هواداران خود يا عموم مردم می‌خواهد به شخصی خاص رأی دهند آيا از فلسفه و علم و ادبيات و هنر به‌طور شايسته استفاده می‌شود يا ناشايسته، و آيا او نيز از سرمايه‌ی شخصی خود سود می‌برد، حيثيتی که از کار خود اندوخته است، يا علم و فلسفه و هنر را وسيله قرار می‌دهد؟

مهدی خلجی در نوشته‌ی خود که می‌خواهد توصيفی باشد از چگونگی موضعگيری روحانيون ايرانی در سالهای اخير در برابر انتخابات، گفته بود: «آيت الله حسين‌علی منتظری، مرجع تقليد منتقد جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن، اخيرا در برابر پرسش از وجوب يا حرمت شرکت در انتخابات، گفته است شرکت در انتخابات، امر تقليدی نيست تا مصداق حرمت يا وجوب قرار گيرد؛ بل‌که امری سياسی است و هر کس بنابه تشخيص شخصی، خود بايد تصميم بگيرد». اينکه برخی از روحانيون ايران در طی روندی تقريباً سی ساله به اين نتيجه رسيده‌اند که نبايد همه چيز را به «زبان» دين بيان کنند، چون به «زيان» دين تمام می‌شود، البته بيشتر به دليلی مصلحت‌گرايانه و اجتماعی است تا دليلی اصولی يا عقلی. اما در خصوص روشنفکران چه می‌توان گفت، آيا اگر برخی روحانيون عاقل يا مصلحت‌بين امروز به اين نتيجه رسيده‌اند که بايد از «دينی کردن» همه چيز بپرهيزند، آيا «روشنفکران» عاقلی نيز وجود دارند که به اين نتيجه رسيده باشند که بايد از «روشنفکرانه» کردن هرچيز و از جمله «سياست» بپرهيزند؟



يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / يكشنبه، ۱۳ آذر ۱۴۰۱
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org