شنبه، ۳۱ ارديبهشت ۱۴۰۱ | 
Saturday, 21 May 2022 | 
• برای دسترسی به بایگانی سايت قدیمی فلُّ سَفَه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به بایگانی روزانه بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به بایگانی زمانی بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به نسخه RSS بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.

موضوع:    
اول<۱۰۸

۱۰۹

۱۱۰۱۱۱۱۱۲۱۱۳۱۱۴>آخر

: صفحه


شماره: ۳۳
درج: جمعه، ۲۹ مهر ۱۳۸۴ | ۱۱:۱۸ ب ظ
آخرين ويرايش: جمعه، ۲۹ مهر ۱۳۸۴ | ۱۱:۱۸ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • مسأله

يکی از آزمونهای مهم برای تشخيص توان فکری روشنفکران‌، و نيز دانشجويان و دانشوران‌، طرح مسأله يا پرسش برای آنهاست، بدين معنا که می‌توانيم پرسشی يا مسأله‌ای طرح کنيم و به مسابقه بگذاريم و بعد ببينيم که آنان چگونه می‌کوشند اين مسأله را حل کنند. ارائه‌ی تحقيق يا دادن «تز» (پيشنهاد يک قضيه) در دانشگاهها بدين معناست که شخص می‌تواند مسأله‌ای بيابد و درباره‌ی آن راه حلی بينديشد و توانايی فکری خود را در حل مسائل نشان دهد. بنابراين وقتی پای دادن «تز» يا انجام دادن تحقيقی در ميان باشد شايد اين کوششها بدين صورت باشد: (۱) برخی می‌‌کوشند به منابعی رجوع کنند و مطالبی را در زبانهای اروپايی يا غيراروپايی بيابند و آنها را يا مستقيماً ترجمه کنند و يا (۲) به طور غيرمستقيم و دست و پا شکسته، با تصرفاتی غيرعلمی از خودشان، به عنوان راه حل ارائه دهند؛ و (۳) برخی به نوشتن انشا روی می‌آورند و مطالبی خوش‌آهنگ و روان و سرشار از ارزشهای مقبول و مشهور را با روشی خطابی به عنوان راه حل ارائه می‌دهند؛ و بالاخره (۴) شايد کسانی باشند که به منابع رجوع می‌کنند، آنها را می‌آموزند، بعد می‌دانند چگونه بايد نظريه بسازند، چگونه مشاهده کنند و شاهد فراهم کنند و بعد چگونه استدلال و استنتاج کنند، اينان اگر موفق شوند دانشی را به وجود می‌آورند که هم با معيارهای جهانشمول علمی منطبق است و هم می‌تواند مسأله‌ای خاص جامعه‌ای بومی را حل کند.


۴۳۲۷

شماره: ۳۲
درج: جمعه، ۲۲ مهر ۱۳۸۴ | ۸:۵۶ ب ظ
آخرين ويرايش: شنبه، ۲۳ مهر ۱۳۸۴ | ۶:۱۰ ق ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • دوست نازنينم

 ۱. امسال پانزدهمين سالی است که از آشنايی و دوستی‌‌ام با تو می‌گذرد. هرگز در زندگی‌ام با کسی چنين طولانی دوست نبوده‌ام، دوستی که مدام با او در گفت وگو باشم و از خلوت و جلوت من باخبر باشد، محرم اسرارم باشد و غمخوار دردهايم. ۹ سال از اين ۱۵ سال را از يکديگر دور بوده‌ايم و ديداری حضوری با يکديگر نداشته‌ايم، با اين همه چه نيمه‌شبها که ساعتها تلفنی با يکديگر سخن نگفته‌ايم و چه قرارها که برای ديدن يکديگر در کشوری ثالث نگذاشته‌ايم. هرگز با يکديگر بگو و مگو و سخن تند نداشته‌ايم و هرگز ميان ما کدورتی نبوده است، فقط يک بار از نوشته‌ی من درباره‌ی کتاب آشوری (مرد فاضل و سخنور و نازنينی که بسيار دوستش دارم) از من رنجيدی و مرا سرزنش کردی و سه بار هم من در اينجا به پر و پای تو پيچيدم و شايد سخنان تندی هم ميان ما رفت. با اين همه، مرا از تو هيچ کدورتی در دل نيست و گمان نمی‌کنم که تو هم چيزی به دل گرفته باشی، گرچه شايد رنجيده باشی. می‌دانی که «بازی» من اين طوری است.


۴۷۷۳

شماره: ۳۱
درج: پنجشنبه، ۲۱ مهر ۱۳۸۴ | ۱۰:۰۰ ب ظ
آخرين ويرايش: پنجشنبه، ۲۱ مهر ۱۳۸۴ | ۱۰:۰۰ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

آن گل که هردم در دست باديست
گو شرم بادش از عندليبان
يارب امان ده تا باز بيند
چشم محبان روی حبيبان
دُرج محبت بر مُهر خود نيست
يارب مبادا کام رقيبان

حافظ

  • باکرگی

شايد يکی از بهترين فوايد «وب» انتشار برخی مطالبی باشد که فضای عمومی جامعه اجازه‌ی انتشار يا بحث عمومی از آنها را نمی‌دهد. گرايش حاکم در جامعه‌ی ما مايل به سرکوب همه‌ی مطالبی است که ارزشهای رسمی يا افکار عمومی يا پندار حاکمان بر آنها مُهر تأييد نمی‌زند، چرا که شک و پرسش را برنمی‌تابد. اما اين امر از جهتی هم زيانبار است و آن اينکه وقتی مسائلی در فضای عمومی جامعه طرح نشدند و نهادهای رسمی يا علمی جامعه نيز موظف به پاسخگويی به آنها نشدند يا خود از روی انجام وظيفه‌ای علمی يا مدنی يا دينی درصدد پاسخگويی برنيامدند، آن وقت پاسخهايی مقبول واقع می‌شوند که در دسترس‌اند و يا سرگردانی و حيرت افراد را به رفتاری نااستوار می‌کشاند که پشيمانی و حسرت و تلخکامی از ميوه‌های آن‌اند. بحث از «بکارت» يکی از همين مسائل است.


۳۰۳۳

شماره: ۳۰
درج: چهارشنبه، ۲۰ مهر ۱۳۸۴ | ۱۱:۱۸ ق ظ
آخرين ويرايش: چهارشنبه، ۲۰ مهر ۱۳۸۴ | ۶:۳۵ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • تغيير برنامه

امروز چهارمين روزی است که تب دارم، اما فقط ديروز را توانستم از صبح خانه باشم. يکشنبه صبح که از خواب برخاستم ديدم آب بينی‌ام راه افتاده و آب دهانم به زور پايين می‌رود و روی زبانم را کف سفيدی گرفته است. ساعت ۸:۰۰ کلاس داشتم. خودم را به کلاس رساندم و بعد خيلی زود برگشتم و سوپ جو را بار گذاشتم و پريدم تو رختخواب. چندساعتی بعد هم که سوپ جو آماده شد خوردم و استراحتی کردم. تصميم گرفته بودم هيچ قرصی نخورم. گويا کمی بهتر شدم. به گلويم دست می‌زدم ببينم ورم کرده يا نه. نه، خوب بود. آخر شب ديدم باز دارم بدتر می‌شوم. يک قرص آنتی هيستامين و يک قرص سرماخوردگی خوردم و خوابيدم.  صبح دوشنبه هم از ۸:۰۰ تا ۱۲:۰۰ کلاس داشتم و رفتم دانشگاه. جلسه‌ی شورای گروه هم تا ساعت ۱۳:۰۰ بود. از دانشگاه که زدم بيرون گيج گيج بودم. اما يکی به دادم رسيد. دکتر وحيد، از دانشکده‌ی حقوق، داشت با ماشينش می‌رفت خانه. تعارف کرد و من هم پريدم بالا. دستش درد نکند، مرا تا خانه رساند.


۲۷۹۱

شماره: ۲۹
درج: سه شنبه، ۱۹ مهر ۱۳۸۴ | ۱۱:۳۹ ب ظ
آخرين ويرايش: سه شنبه، ۱۹ مهر ۱۳۸۴ | ۱۱:۴۷ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

[حالا] همه قُد قُد می‌کنند، اما کيست که هنوز بخواهد در لانه بنشيند و جوجه‌‌ها زا از تخم‌ در آورد!

نيچه

  • «چاشنی» فلسفه

 

يکی دو روز پيش وقتی در «سيبستان» مهدی، در يادداشتی با عنوان «آسيب‌شناسی روشنفکران»، خواندم: «روشنفکر در يک معنا کسی است که از نقد کردن باز نمی ايستد، بت پرست و بت ساز نيست . به تعبير شريعتی و با الهام از سنت ابراهيمی بت شکن و به تعبير دريدايی شالوده شکن است»، ابتدا حيرت کردم و به خنده افتادم، اما بعد ناراحت شدم و با خودم گفتم اين چه اشتباههای احمقانه‌ای است که دوستم می‌کند. آيا آنچه در سنت ابراهيمی «بت‌شکنی» گفته می‌شود با آنچه دريدا “deconstruction” می‌گويد يکی است؟ «بت‌شکنی» واقعی پيامبری در هزاره‌ی سوم قبل از ميلاد را با نظريه‌ی فيلسوفی قرن بيستمی درباره‌ی «معنا» چه نسبت؟ اگر همه‌ی انبيا و روشنفکران از هزاره‌ی سوم ق م به بعد «شالوده‌شکن» (به ترجمه‌ی نادرست بابک احمدی) ‌بوده‌اند پس کدام روشنفکران‌اند که «شالوده‌شکن» نبوده‌اند؟ آيا بايد از اين سخن نتيجه بگيريم که پس کسی که «شالوده‌شکن» نيست «روشنفکر» نيست؟ اصلاً، چه نيازی ما را وا می‌دارد که «بت‌شکنی» ابراهيم در هزاره‌‌ی سوم قبل از ميلاد را با انديشه‌ی فيلسوفی اروپا‌يی در «نقد ادبی» مقايسه کنيم؟ حتی اگر «شالوده‌شکنی» به همان معنای «بت‌شکنی» باشد، که البته نيست.


۳۱۷۰

اول<۱۰۸

۱۰۹

۱۱۰۱۱۱۱۱۲۱۱۳۱۱۴>آخر

: صفحه

top
دفتر يادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / شنبه، ۳۱ ارديبهشت ۱۴۰۱
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org
Powered By DPost 0.9