يكشنبه، ۱۰ مهر ۱۴۰۱ | 
Sunday, 2 October 2022 | 
• برای دسترسی به بایگانی سايت قدیمی فلُّ سَفَه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به بایگانی روزانه بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به بایگانی زمانی بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به نسخه RSS بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.

موضوع:    
اول<

۱

۲۳۴۵۶۷۸۹۱۰>آخر

: صفحه


شماره: ۶۲۲
درج: شنبه، ۹ مهر ۱۴۰۱ | ۳:۲۱ ب ظ
آخرين ويرايش: شنبه، ۹ مهر ۱۴۰۱ | ۳:۲۸ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • چه کسی می‌تواند برای آزادی بمیرد؟

«مدرنیته» دستاوردهایی تازه‌ برای انسان داشت. انسان پس از هزاره‌ها توانسته بود بر احساس بیگانگی خود با جهان چیره شود و تنهایی خود را بپذیرد و باور کند که به جای اندیشه‌ «رستگاری»، آزاد شدن از زندگی پُرمحنت در زمین و قرار گرفتن در جهانی دیگر همراه با بقا و امنیت و آزادی کامل، در اندیشه ساختن جهانی برای خود باشد که در آن بقا و امنیت و آزادی وجود داشته باشد. نخستین گام این بود که او ایمان بیاورد چنین کاری ممکن است. انسان خالق و آفریننده است و می‌تواند جهانی به دلخواه خود بیافریند. طبقه‌ای که این وظیفه تاریخی را در عصر جدید به عهده گرفت «بورژوازی» نام داشت. «بورژواها» شهرنشینانی بودند که در نتیجه تجارت و کار و کسب ثروت به امکانات لازم برای تحقق بخشیدن به بقا و امنیت و آزادی دست یافتند.



۰

شماره: ۶۲۱
درج: دوشنبه، ۴ مهر ۱۴۰۱ | ۱:۳۱ ب ظ
آخرين ويرايش: دوشنبه، ۴ مهر ۱۴۰۱ | ۱:۳۱ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • خمینی و پایان «مرجعیت» و «ولایت»!

یکی از دستاوردهای بزرگ جنبش‌های اجتماعی و ضد دولتی و ضدحکومتی اخیر ایران، به‌ویژه پس از سال ۸۸، کنار رفتن «آخوندها» (یا به قول خودشان «روحانیت»!) از «رهبری» و حتی «همراهی» با جنبش‌های مردمی و عدالت‌خواه و آزادی‌خواه بوده است. چرا که دیگر گذشته است آن زمان که مردم به فتوای آخوندی با ستمی دولتی یا حکومتی درافتند. اکنون «آخوند» خود یا نمایندهٔ «دولت» یا بخشی از «دولت»، یا به تعبیر دقیق‌تر، «سلطان/امام جائر» است. از شرّ او به کی پناه باید برد؟ به یکی از جنس خودش؟ «آخوندها» اکنون دیگر نه با «عوام»‌اند و نه حتی با «بازار». انقلاب ۵۷ «خوان یغمایی» به گسترهٔ تمامی ایران را از روی زمین تا زیر زمین پیش روی آنان نهاد. اما این تمامی داستان نیست. «آخوندها» قرن‌ها «شریک دزد» و «رفیق قافله» بوده‌اند، از یک سو «پایی در دربار سلاطین» داشتند و از سویی دستی در جیب «بازار»، و البته فریب «عوام کالانعام» ساده‌ترین کارشان بود. تقسیم آنان به «درباری» و «مردمی»، یا در واقع «بازاری»، تقسیمی گمراه‌کننده است.


۰

شماره: ۶۲۰
درج: يكشنبه، ۳ مهر ۱۴۰۱ | ۳:۱۵ ب ظ
آخرين ويرايش: يكشنبه، ۳ مهر ۱۴۰۱ | ۳:۱۸ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • چرا «مهسا امینی» نمودگار شد؟

«مهسا امینی» نه چریک و فعال سیاسی بود، نه از «دختران چهارشنبه‌های سفید»، نه کسی که بخواهد با «حجاب» مبارزه کند و نه «فمنیست» و نه از آن دسته کسانی که بخواهند برای حزبی یا مرامی تبلیغ کنند و یا در راه عقیده‌ای «جهاد» کنند. پس چرا «جان سپردن» او «در هنگام بازداشت» باید بر مردم چنین گران بیاید؟ در مقایسه‌ای تاریخی می‌توانیم بگوییم که او هیچ شباهتی به زنان «مبارز» و «انقلابی» قرن بیستم نداشت، نه برای آزادی سرزمبنی مبارزه می‌کرد و نه برای پیش‌برد «عقیده‌»ای. او نه «جمیله بوپاشا» بود و نه «لیلا خالد»، و نه «اشرف دهقان» و نه «محبوبه متحدین» که در سال‌هایی دور برای بسیاری قهرمانان مبارزه و پیکار در راه آزادی سرزمینی یا عقیده و ایدئولوژی بودند، اما اکنون شاید از خاطر بسیاری کسان رفته باشند یا دیگر از چشم افتاده باشند، چون آرمان‌هایی که آنان برایشان جنگیدند یا به چنان نتایج ناخوشایندی انجامیدند که اکنون مردم را از «اصل مبارزه» نیز بیزار کرده‌اند یا به دست وارثان مبارزات آنان به چنان منجلابی افتاده‌اند که جز حماقتی پوچ به نظر نمی‌آیند.


۰

شماره: ۶۱۹
درج: چهارشنبه، ۳۰ شهريور ۱۴۰۱ | ۳:۴۹ ب ظ
آخرين ويرايش: چهارشنبه، ۳۰ شهريور ۱۴۰۱ | ۳:۵۱ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • ولایت: به رفق یا به عُنف؟

[والی می‌باید] بنای کارها تا تواند به رفق کند نه به عُنف. رسول (ص) گفت: «هر والی که با رعیّت رفق کند، با وی در قیامت رفق کنند». و دعا کرد و گفت: «بار خدایا! هر والی که با رعیت رفق کند تو با وی رفق کن، و هرکه عُنف کند تو با وی عُنف کن». و گفت رسول (ص) که «نیکو چیزی است ولایت و فرمان دادنْ کسی را که به حق آن قیام کند، و بد چیزی است ولایتْ کسی را که در حق آن تقصیر کند». 

غزالی، کیمیای سعادت، رکن دوم: معاملات، «اصل دهم: در رعیّت داشتن و ولایت راندن»، ص ۲۹-۵۲۸. 



۰

شماره: ۶۱۸
درج: سه شنبه، ۲۹ شهريور ۱۴۰۱ | ۵:۴۲ ب ظ
آخرين ويرايش: سه شنبه، ۲۹ شهريور ۱۴۰۱ | ۵:۴۳ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • ولایت ابلیس!

بدان که ولایت داشتن کاری بزرگ است، و خلافتِ خدای ـــ تعالی ـــ است اندر زمین ـــ چون بر سبیلِ عدل رود، و چون از شفقت و عدل خالی باشد خلافتِ ابلیس بُوَد، که هیچ سببْ فساد را عظیم‌تر از ظلمِ والی [ولی امر، سلطان، امام] نیست. 

و اصل ولایت داشتن علم و عمل است. 

غزالی، کیمیای سعادت، رکن دوم: معاملات، «اصل دهم: در رعیت داشتن و ولایت راندن»، ص ۵۲۵. 




۰

اول<

۱

۲۳۴۵۶۷۸۹۱۰>آخر

: صفحه

top
دفتر يادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / يكشنبه، ۱۰ مهر ۱۴۰۱
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org
Powered By DPost 0.9