«در ماندن» میان «مُردن» و «رفتن» — فلُّ سَفَه
دوشنبه، ۲۷ آذر ۱۳۹۶ | 
Sunday, 17 December 2017 | 
شماره: ۳۵۳
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی
درج: چهارشنبه، ۷ دی ۱۳۹۰ | ۱۱:۱۰ ب ظ
آخرين ويرايش: پنجشنبه، ۸ دی ۱۳۹۰ | ۵:۴۸ ق ظ
موضوع: نقد فيلم

  • «در ماندن» میان «مُردن» و «رفتن»

«اینجا بدون من» از آن عبارتهایی است که بی‌درنگ توجه آدم را جلب می‌کند. کمی فکر که می‌کنی می‌بینی این هم شاید از آن عنوانهایی است که از زبان انگلیسی ترجمه یا سرقت شده باشد، بس که در زبان فارسی جدید و غریب به نظر می‌آید: «اینجا بدون تو» (here without you)، «اینجا بدون من» (here without me)، می‌توانند نامهای ترانه‌هایی باشند یا شعرهایی، کمی جست و جو در اینترنت، این را نشان خواهد داد. به هر حال، آن‌قدر به استفادۀ تکراری و مسروقه و ترجمه‌ای و غیرابتکاری از عنوانهای فیلمها و رمانها و داستانهای غیرایرانی برای نمونه‌های ایرانی‌اش عادت کرده‌ایم که هرچیز می‌خوانیم یا می‌شنویم اول بی‌اختیار با خودمان فکر می‌کنیم که این طرف این را از کجا برداشته است؟ گرچه گاهی هم ممکن است اصلا تقلید یا سرقتی در کار نباشد، شاید مانند همین یکی. به هر حال، عنوان چشمگیری است برای فیلم یا داستان، با حکایت از کمی حسرت و حیرت، البته در سایه‌های معنا. و همین کافی است تا تو را به درون سینما بکشاند. اما این نام از هر کجا گرفته شده باشد و هرچقدر امروزی یا معنادار باشد، حتما باید ربطی به اندرونۀ فیلم هم داشته باشد و چیزی از موضوع یا مضمون آن بگوید. و البته بعد می‌فهمی که همین طور است. به پوستر فیلم که نگاه می‌کنی، می‌بینی نوشته است: نویسنده و کارگردان بهرام توکلی. اما وقتی بلیت را خریده‌ای و در سالن تاریک سینما نشسته‌ای، در عنوانبندی فیلم می‌خوانی بر اساس نمایشنامۀ «باغ وحش شیشه‌ای» از تنسی ویلیامز. خب، شاید بهتر بود روی پوستر هم این را می‌نوشتند‍ تا آماده‌تر به سالن سینما قدم می‌گذاشتیم. به هر حال، از اینکه نمی‌دانسته‌ای این فیلم اقتباسی از اثر نمایشنامه‌نویسی امریکایی در قرن بیستم است که اکنون یکی از دو یا سه نمایشنامه‌نویس بزرگ و کلاسیک امریکا و شاید برجسته‌ترین آنها محسوب می‌شود چندان هم ناراحت نمی‌شوی. با خود می‌گویی، چه بهتر. بخت یارم بود. نویسنده و کارگردانی که تنسی ویلیامز را بشناسد حتماً باید آدم چیزفهمی باشد و فیلمش هم دیدنی. حالا درست یادم نیست موضوع آن نمایشنامه چه چیزی بود. اول این را می‌بینم و بعد آن را می‌خوانم. آن وقت شاید قضاوتم منصفانه‌تر باشد. و فیلم را می‌بینی. بدون هیچ پیشداوری آگاهانه. چون، به هر حال، درست است که اول نرفته‌ای «باغ وحش شیشه‌ای» را بخوانی و سه چهارتا فیلمی هم که امریکاییها تاکنون از روی این نمایشنامه ساخته‌اند ببینی، چندان هم از تنسی ویلیامز و کارهایش و فیلمهایی که از روی برخی کارهایش ساخته شده است بی‌خبر نیستی: «اتوبوسی به نام هوس» (ساختۀ الیا کازان، ۱۹۵۱‍)، «دختری همچون عروسک» (ساختۀ الیا کازان، ۱۹۵۶)، «گربه روی شیروانی داغ» (ساختۀ ریچارد بروکس، ۱۹۵۸)، «ناگهان تابستان گذشته» (ساختۀ جوزف ل. منکیه‌ویچ، ۱۹۵۹). اینها فیلمهایی نیستند که بشود فراموش‌شان کرد، به‌ويژه وقتی که با خاطرات جوانی خود آدم هم گره خورده باشند. (ادامه مقاله را در اینجا بخوانید).



آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.fallosafah.org/main/weblog/trackback.php?id=353
مشاهده [ ۳۷۳۸ ] :: دنبالک [ ۰ ]
next top prev
دفتر يادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / دوشنبه، ۲۷ آذر ۱۳۹۶
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org
Powered By DPost 0.9